شمس الدين محمد تبادكانى طوسى

88

تسنيم المقربين ( شرح منازل السائرين خواجه عبدالله انصارى ) ( فارسى )

و لكلّ منهم 96 شرعة و منهاج و وجهة 97 هو مولّيها ، قد نصب له علم هو له « 1 » مبعوث ، و اتيح له غاية هو إليها محثوث . و هريك « 2 » از اصحاب درجات را آبخورى و راهى و قبله‌اى است كه از آن مشرب آشامند و بدان راه روند و روى بدان قبله آرند . آب‌خور ، اشارت به حال مبتدى است كه اقتضاى مشرب ، وى را از عوامّ به اين داعيه مخصوص گردانيده است . و « منهاج » راه راست را گويند ، اشارت به حال مريد است كه در سلوك به « 3 » راه راست افتاده است . و « وجهة » « 4 » كه قبله است ، اشارت « 5 » به حال محقق است كه در سلوك پى به مقصود برده است و توجّه به مطلوب درست كرده و طواف كعبهء مقصود كرده . و از براى هريك علمى برافراشته‌اند « 6 » و نشانى نهاده كه او از براى آن مبعوث و مجعول است « 7 » . و هركسى را غايتى مقدّر « 8 » و نهايتى مقرّر است كه به طلب آن مشعوف و مشغول است . وَ ما مِنَّا إِلَّا لَهُ مَقامٌ مَعْلُومٌ « 9 » بيان حال « 10 » قابليت و استعداد هريك است . و إنّي أسأل اللّه أن يجعلني فى قصدي مصحوبا - لا محجوبا - و أن يجعل لي سلطانا مبينا ؛ إنّه سميع قريب . و من از حق تعالى درمىخواهم كه مرا در قصد و نيّت من مصحوب گرداند و لطف و عنايت خود ، مصاحب و مرافق من دارد ، و مرا از درگاه قبول خود محجوب و مهجور نگرداند ، و به حول و قوّت من باز نگذارد . و درمىخواهم كه گرداند از براى من سلطان مبين از نور لقا ، و برهان يقين از فيض بقا ؛ به درستى كه حق تعالى سميع الدعاء است كه زارى « 11 » نيازمندان مىشنود و قبول مىكند و قريب مجيب است كه فَإِنِّي قَرِيبٌ أُجِيبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذا دَعانِ « 12 » وعدهء لطف و كرم وى است .

--> ( 1 ) . ج : + منصوب . ( 2 ) . ج : + را . ( 3 ) . ع : بر . ( 4 ) . ج : وجه . ( 5 ) . ع : اشاره . ( 6 ) . ع : - اند . ( 7 ) . ج : + محبوب است . ( 8 ) . ج : مقدور . ( 9 ) . الصافات / 164 . ( 10 ) . ع : - حال . ( 11 ) . ج : راز . ( 12 ) . البقره / 186 .